عید شما مبارک لبخند

 

با مادرجان و وحید، پارک بودیم. خیلی جالب بود. توی یک مسابقه ای هم شرکت کردم و نفر اول شدم. جایزه ام یه آقا قوقولی بود که دستمه!

 

  

دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٦ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها:

کارنامه ی ترم اول.

قرآن: خیلی خوب

فارسی: خیلی خوب

ریاضی: خیلی خوب

علوم: خیلی خوب

هنر: خیلی خوب

تربیت بدنی: خیلی خوب

شایستگی های عمومی: ؟؟؟؟؟؟ چرا من باید شایستگی های عمومی رو خوب بگیرم؟ برای یه کم شیطنت کردن که نباید نمره ی دانش آموز رو کم کنن! بچه باید ورجه وورجه کنه خب!!!! من اعتراض دارم!!! ناراحت

 

دوشنبه ٤ بهمن ۱۳٩٥ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها:

برای هر نشانه ی جدیدی که یاد میگیریم، هر کدام از ما، هدیه ای برای درس اون روز میبریم. نوبت من برای نشانه ی "ش" بود که به مادر کمک کردم و "شیر"، "شکلات" و یک کتاب به نام "شانه یواشکی خندید" داخل پاکت گذاشتیم و به مدرسه بردم.

 

 

دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٥ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها:

نشانه ی "ای" را یاد گرفتم. "ای" مثل "ایران". "ای" مثل "ایمان". "ای" مثل "مامانی".

قلب

 

دوشنبه ۸ آذر ۱۳٩٥ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها:

سه‌شنبه ٤ آبان ۱۳٩٥ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها:

 

دبستان استاد محمد شهریار. سال تآسیس 1381

 

 

پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها:

کلاس اول شروع شد و من خیلی خیلی خوشحالم.

من و بیشتر دوستای پیش دبستانی، توی کلاس خانم رستمی هستیم. مدرسه رو دوست دارم.

فرشته ی مهربون، برام کلی دفتر و مداد و پاک کن و تراش و خط کش و جامدادی آورده. 

کتابهامون رو هم امروز که جشن شکوفه ها بود بهمون دادن. لبخند

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٥ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها:

 

 

کسب مقام و مدال طلا در رشته ی شنا. لبخند

مسابقه ی والیبال پسرها و پدرها، که باباها به ما باختند!!!! هورا

 

سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٥ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها: