بر خلاف روزای قبلی که نانا منو میرسوند به کودکستان و زودی میرفت اداره، امروز اومد پیشم نشست. من که از خوشحالی نمی دونستم چکار کنم، لبخند رفتم براش یه صندلی آوردم  که بشینه. بعد هم که برامون شیر و بیسکویت آوردن، همه رو دادم به نانا. چشمک سر کلاس زبان هم نرفتم. نیشخند اما نانا بیشتر از یک ساعت نموند و  رفت! ناراحت هر چند که وقتی برگشت برای من کلی چیزای خوب خریده بود چشمک اما خودش که توی کودکستان  پیش من باشه، خیلی خوبه!

 

هر چی منتظر شدیم برف بباره و بریم دوباره برف بازی کنیم فایده نداشت!! اینم شد زمستون؟؟ زبان؟؟ که فقط سرد و آلوده است؟؟ افسوس زبان هفتهء هوای پاک هم تموم شد در حالیکه هوا از همیشه آلوده تر بود!!! بهتره اسم این هفته رو بذارن هفتهء هوای ناپاک!!  نگران بهتر نیست به نظرتون؟؟  

 

 

 

 

 

 

 

شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۱ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها: