دیگه رفتیم خونهء جدیدمون که خیلی خوشگلتره لبخند. من توی خونهء خودمون هم کلی کار کردم.  توی حیاط خونمون یه عالمه پیشی میاد و میره که وحید و نانا خیلی خوشحال نیستن سوال اما من  خیلی ذوق میکنم.

اولین روزی که با وحید رفتیم نون بخریم برای صبحونمون،  یه پارک هم نزدیک نونوایی دیدیم. برای همین بود که از وقتی برگشتیم خونه، من دلم میخواست باز هم بریم نون بخریم!! از خود راضی

تمام وسایل اتاق من رو هم آنا مرتب کرد و  خیلی با سلیقه چید.

تشریف بیارین خوشحال میشیم. چشمک

یک شب دیگه که بخوابیم تولد وحیده. تولدت مبارک وحید قلب

سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها: