مامانی شایان*، که گیگه خیلی مریض شده بود از پیش خاله فاطی رفت. رفت روی کوههای بلند، جایی که خاله مهشید زندگی میکنه. ما گیگه نمیتونیم ببینیمش. وقتی میرفتم خونه مامانی شایان، خیلی قربون صدقه من میرفت. یعنی همه نتیجه هاشو دوست داشت و بهشون مهربونی میکرد. همیشه تسبیحش رو میداد به من تا بازی کنم.... 

ناراحت

مامانی شایان، مادربزرگ وحیده که همیشه من بهش میگفتم مامانی شایان.

شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۳ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها: