هانیه  روز دوم فروردین یه پسر بدنیا آورد که اسمش بهان هست. خیلی نازه و صورتش سرخه. خیلی ساکته و آروم میخوابه.

من این چند باری که دیدمش براش شیر درست کردم و با کمک مامانی شیشه اش رو گرفتم توی دستم و بهش شیر دادم. یه بار هم برای عوض کردن پوشک به مامانی کمک کردم. بزرگ که بشه باهاش بازی میکنم و بهش حرفای خوب یاد میدم.

خودم هم الان کلاس شنا و نقاشی میرم تا مهر ماه که برم پیش دبستانی.

دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها: