دیروز تخت نوزادی من رو جمع کردن و به جاش یه تخت خوشگل بزرگتر گذاشتن لبخند مژه این یعنی که من بزرگ شدم. هورا نه که فقط به خاطر این بگم که بزرگ شدم!!! خب من الان صبحونه میخورم، لباسایی که قبلا می پوشیدم برام کوچیک شده، می تونم بشینم، با روروئکم این ور و اون ور میرم و همه جا سرک میکشم. از خود راضی  پس بزرگ شدم دیگه!

اتاق خودم رو خیلی دوست دارم. میدونم یه عالمه اسباب بازی رنگ و وارنگ اونجا دارم که با هممممشون بازی میکنم.  یه وقتایی با روروئک میرم توی اتاقم، در و دیوارشو می بینم و ذوق میکنم تا مامان مهناز بیاد و منو از روروئک در بیاره و بذاره روی زمین و خودش هم پیشم بشینه و با من بازی کنه. قلب

 

شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها: