به سومین سال زندگیم رسیدم.هورا

کلی کادوهای خوب گرفتم و کلی شیطنت کردم از خود راضی

میتونین فکر کنین شمع روی کیکم چی بود؟ یه شیشه شیر و یه پستونک!! چشمک خجالت 

هرچند که دیگه باید با شیشه و امه خدافظی کنم!!! ناراحت مثل وقتایی که میرم دست و صورتم رو بشورم و با تلویزیون و تابلو و ماشینا و .... خدافظی میکنم. لبخند بعد که از حمام میام بیرون با آینه و آب و حوله و .... خدافظی میکنم. لبخند

تولد مامان مهناز هم مبارک هورا

یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها: