لبخند سال نو مبارک لبخند

 

سال نو ، به همراه مامانی و خاله آزاده و هانیه جون و امیرمحمد و عمو مهدی و عمو محمد و بابا وحید و مامان مهناز در کنار خاله مهشید بودیم. من کلی دویدم و بازی کردم و برای جوجوها گندم و ارزن ریختم. خلاصه که شهر شلوغی بود !!! 

 

سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها: