بالاخره دوران بخور و بخواب تموم شد و من هم راهی کودکستان شدم!!! نیشخند البته هنوز بیشتر از یکساعت نمی مونم و تا یه کم از نانا دور میشم .....  ناراحت   هنوز با کسی دوست نشدم. خب زوده مگه نه؟؟؟ 

این دو روزی که رفتم کودکستان، با نانا رفتیم اداره اشون. نیشخند خیلی خوش گذشت. حتی بیشتر از کودکستان!! از خود راضی چون اونجا با همکارای نانا بازی کردم و روی تابلو کلی نقاشی کشیدم و  از این ور به اون ور دویدم و .....

سومین روز رو هم قراره با آنا بریم کودکستان.

 

بعدن نوشت: کودکستان رفتن من به یک سال دیگر موکول شد!!!  یه دلیلش تغییر خونمونه. چشمک دلیل بعدی که خیلی بهتره رو هم بعدن براتون میگم متفکر 

دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۱ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ توسط بارمان گلستان نظرات ()
تگ ها: