شادی ها...

انقدر کادو گرفتم که از خود راضی! از اون هفته ه ه ه ه  تاااااااااا هنوز که شب یلدا  دیگه تموم شدههورا عمه تک گل که یه پلیور قشنگ داده، سمیرا جون و عمو علیرضا و عسل یه سگ دوچرخه سوار که راه میره و آواز میخونه، یه کاپشن و شلوار قشنگ. بهدش خاله فاطی که یه پلیور و شلوار خریده و مامانی بزرگه هم یه شلوار ....... اون شب انقدر بازی کردم و شیطونی کردم و آواز خوندم که .... همممه هم خوشحال بودن.  

خمیازه

جشن و شادی و شب یلدا خیلی خوش گذشت.

خمیازه

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
خاطره

آخی... مبارکش باشه... به سلامتی ایشالا[قلب][ماچ]

سعید بهنام

الهییییییییییییی عمو قربونت بره . چیییییییییییییییییییی ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! عمو !!!!!!!!!!!!!!!! نه دایی جان من صد سال با این بابات داداش نمیشم . اشتب شد . همون دایی عمو جان . دایی حالا کادوو چیا گرفتی ؟

دانا

بارمان سلام حالت چطوره منتظرم از مسافرت برگردی برام تعریف کنی که چطور بود من هرچی به بابا و مامانم میگم بیایید بریم مسافرت میگن هوا سرده خوش به حال تو که اولین مسافرتت رو رفتی.