لحظه های دردناک!!!

این مطلب کوچولو رو اینجا می نویسم که وقتی بزرگ شدم بدونم بزرگترین لحظهء دردناک زندگی ما کودکان چی بوده؟!!!  

هورا

بازی با بادکنک و شادی و هیجان

دلقک

و ناگهان

ناراحت

ترکیدن بادکنک

گریهافسوس

 

حالا از همین جا به مامان و باباها بگم که همیشه بادکنک اضافی توی خونه داشته باشن، چون ناپدید شدن این جسمی که ما بچه ها رو اینقدر خوشحال میکنه، بالاخره  ناراحت کننده است دیگه!!! نیشخند

/ 7 نظر / 6 بازدید
خاطره

راس میگه خب چند تا براش بخرید دیگه [چشمک]

نانا

خاطره جان: اگه من توی خونه بادکنک اضافی نداشتم که از اون بغض بسیار تلخ این پسر خودمو دار میزدم!!!! واااای که چه حالی میشن بعد از ترکیدن بادکنک و چه حال قشنگی دارن وقتی یه بادکنک دیگه بهشون میدی....

پرنیان حامی

ای جااااااااااااان[قلب] سلام بارمان عزیزم سلام مهناز جونم [ماچ][ماچ] بارمان گلم ان شالله هیچوقت لحظه ی دردناک تو زندگیت نداشته باشی و اگرم خدای نکرده، بود به همین اندازه کوچیک باشه.البته از نظر ما بزرگترا کوچیکه [چشمک] مواظب خودت باشه عزیزم [ماچ]

بابا وحید

به قول خاله ازاده الهی قربون سرت برم، پسرم مطمئن باش من و مامان مهناز همه کاری میکنیم تا تو هیچ لحظه دردناکی در زندگیت نداشته باشی.مثل همین بادکنک که همیشه 1بسته اضافی داریم[ماچ]

ساراي سعيد اينا

سلام گل پسرم! من اميدوارم به اندازه كافي ( و نه بيشتر ) لحظه دردناك تو زندگيت داشته باشي تا مفهوم لحظات خوش زندگيت رو بتوني با تمام وجودت درك كني عزيزم. الهي غمت كوتاه و شاديت بلند باشه[لبخند]

عمه تک گل

عزیز من قربون دل کوچولوت و مشکلات بزرگت بشم!!! نانا و بابا که همیشه بادکنک اضافی برای تو دارن.دوستت دارم.[ماچ]

مرهم یه مرهم ساده

سلام وقت بخیر کوچیک بودیم با بادبادک بازی می کردیم و می ترکید بزرگ تر نشو لطفا چون بزرگترها دل را به بازی می گیرند و ..... دلم ترکیده است سر یک بازی شاد و سالم و سلامت باشید