نهار خوری

روز جمعه یعنی ٢ روز پیش من برای اولین بار با مامان و بابا،‌سر سفره نهار نشستم. خوشمزه البته نه برای خوردن غذا!!! ناراحت برای اینکه حوصله ام سر رفته بود و دلم میخواست این ور و اون ور رو نگاه کنم که مامان مهناز منو نشوند روی پاش و گفت: "بیا بچین مامانی و نیگاه تن! بجار منم گجامو بخولم و بهدش باهات باجی کنم!!!" شماها چیزی فهمیدین از این مطالب؟؟؟؟ متفکر ولی من فهمیدم!!!! از خود راضی جاتون خالی بود. لبخند

روز شنبه اول خرداد،  قد  ۵٩ سانتی متر، و  وزن ۵ کیلو و نیم. مژه

/ 6 نظر / 8 بازدید
بهره مند

سلام مامان مهناز جون مهربان خیلی خوشحال شدم وتبریک فراوان منو بهره مند عزیزم را بپذیرید ما اصلا" خبر نداشتیم و الان که بصورت اتفاقی رفتم تو وب لاگ تا ببینم از شماها چه خبر که عکس این آقا بارمان پسر لایق را دیدم که خیلی خیلی خوشحال شدم . انشاالله قدمش مبارک باشه و مثل اسم پر معنایش زنگی پر موفقیتش را ببینید . خدمت آقای گلستان هم تبریک بگید . باید به ایشون هم بگم آقا ما از شنیدن بابا شدن شما کلی ذوق کریم شما که با بهره مند در ارتباط بودید چرا این خبر به این خوبی را نگفتید خلاصه خیلی دلمان برای همگی تنگ شده انشاالله بزودی باید یک جشن حسابی برای این آقا کوچولو بگیریم به امید دیدار خیلی دوستان داریم و باز هم میگم که خیلی خوشحالیم

نیما

سلام بر مامان مهناز گل و بابا وحید عزیز حسابی خسته نباشید .ایشالا این آقا بارمانه گلم زودتر بزرگ شه و قدر دون زحمات شماها باشه.

وحید

قربونت برم بابایی اایشالا زودتر بشینی سر سفره و با من و مامان غذا بخوری

لبریز

[قلب][گل] چه بزرگ شده ماشاا...

مه رو

بارمان عزیز ورودت رو به زمین تبریک میگم. خوشحالم که در دامن یه مامان مهربون و احساسی و لطیف و در آغوش یه بابای دوست داشتنی و پاک و خالص . یه پدر و مادر شیفته و عاشق داری بزرگ میشی.ندیدمت اما خوب می شناسمت. بهترین ها برای تو نازنین آینده ای زیبا و روشن و رسیدن به اهدافی بلند و مهم و گام گذاشتن در سرزمین های موفقیت که همه مخصوصا پدر ومادر گلت کیف کنند از اینکه ببیند دلبندشون باعث افتخار اونها شده و رضایت خاط اونهارو فراهم کردی. پدر و مادر تو از روزهای قشنگ کودکی تو دارند لذت می برند و با تو تجربه های قشنگی رو پشت سر خواهند گذارد. همیشه آرزو میکنم هر سه نفرتون در نهایت عشق و آرامش و سرزندگی لحظه لحظه زندگیتون پر از خاطرات شیرین باشه.