خانهء هنرمندان

جمعه رفتیم نمایشگاه خاله لیلا، مامان مهربان و دانا!! * خاله لیلا روی تابلو نقاشی کشیده بود و زده بودن به دیوار و ما رفتیم دیدیم. خیلی ها اومده بودن که من نمی دونستم کی هستن، اما عمو سیروس که اومد من دیدم و زودی سلام کردم. همهء نقاشی ها قشنگ بودن و نقاشی خاله لیلا هم خیلی قشنگ بود. دلم میخواد خاله لیلا نقاشی های بیشتری بکشه و به نمایش بذاره. 

 

* مهربان و دانا اسم دختر و پسر خاله لیلاس. اما خاله لیلا واقعا خودش مهربان و داناست! 

 

  

 

این تابلوی خاله لیلاست لبخند البته نیمی  از تابلو!! چشمک

 

/ 7 نظر / 13 بازدید
نانا

بارمان جانم: خوشحالم که از تجربه کردن، لذت میبری. به امید روزی که تو هم هنرهاتو به نمایش بگذاری پسر عزیزم. دوست دارم.

بابا وحید

قربون پسر هنردوست و هنرمندم برم، میدونم که 1روز نوبت تو هم میشه که هنرهای خودت رو نشون بدی، تا اون موقع منتظر میمونم

پرنیان حامی

سلام به خانواده گل گلستان [گل] وای بارمان عزیزم چه خجالتی ایستاده اون گوشه [قلب][ماچ] ان شالله روزی برسه که موفقیت های خودت رو برامون به نمایش بذاری عزیزم[ماچ] مهناز جان ممنونم که به من سر میزنی ، نمیدونم آدرس وبلاگ جدیدم رو دادم یا نه ؛ خوشحا میشم به این وب هم سر بزنی البته قبلی رو هم بروز میکنم [لبخلند] http://manneveshteha2.persianblog.ir/

پرنیان حامی

سلام عزیزم [ماچ] بله دیگه سرگزمی جدید پیدا کردم [نیشخند] الان رفتم دوباره عکس رو دیدم اولش به نظرم خجالتی اومد ولی الان که دقت کردم شیطنت در نگاهش موج میزنه [نیشخند] ای جان عزیزم [قلب]ماشالله چه قدی کشیده بزنم به تخته [ماچ][ماچ]

نفس

چه مردی شده برا خودش... با اون خنده ی خوشگلش [قلب]

barman danesh

سلام من بارمان هستم خوشحالم که هم اسم هستیم به صفحه ی من سر بزن ممنون