بازی و زندگی

خبری نیست!!!!

روزی چهار - پنج بار فیلم اسمورفها رو نگاه میکنم! ابرو

 یاد گرفتم وقتی توپ رو شوت میکنم، بگم: گل!!!!!  

نقاشی میکشم.از خود راضی  توی دفتر نقاشیم، پر شده از بادکنک و پروانه و چشم چشم دو ابرو.لبخند

کتاب های توی کتابخونه رو بر میدارم، ورق میزنم، میخونم و بعد میذارم سرجاش. مژه 

شبها دیگه روی پا نمیخوابم. شیشه شیرم رو برمی دارم  و خودم میرم روی تختم، یه کمی بازی میکنم و شیر رو میخورم و بعد میخوابم. 

همین دیگه!

/ 4 نظر / 4 بازدید
مامان مهناز

بارمان جانم: ما از رشد جسمی و ذهنی و اجتماعی تو بسیار خوشحالیم پسرم. از اینکه بعد از هر بازی وسایلت رو جمع میکنی سپاسگزارم دلبندم. از اینکه میری جلوی کتابخونه و کتاب برمیداری و ورق میزنی، بسار خوشحالم و از اینکه هر روز در کنار تو زندگی میکنیم، خوشبختیم عزیزم. برات آیندهء خوبی آرزو میکنم. دوست دارم [بغل]

نیما و مینا

بارمان جان من با این "همین دیگه!"آخری که گفتی مخالفم.این کارایی که شما انجام میدی خیلیم زیاده عزیزم.کتاب می خونی تازه بعدشم میزاری سرجاش.درضمن نقاشیم که می کشی و در نهایت گلم که خوب می زنی

پرنیان حامی

سلام ، به به چه گل پسري[دست] آفرين [قلب] برات بهترين آرزوهارو دارم گلم[ماچ] مامان مهناز ممنونم كه به من سر ميزني[گل][گل]

بابا وحید

نفس بابا، کاش من الان جای تو بودم. می دونم که خیلی از این کارها که انجام میدی لذت میبری تا میتونی لذت ببر که هیچ چیز برای من از این مهمتر نیست[ماچ]